|
ghighius |
|
خانه وبلاگ
آرشیو
نویسنده وبلاگ
hamidreza
آرشیو
شهریور ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
خرداد ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
فروردین ۸٤
بهمن ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
دوستان
پريا
کيوان
صدف
فرزانه
فرزانه۲
نهال
مرضيه
سپهر
حميد
سارا
سهراب
محمد
سيامک
علی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
تاسف::امید::وطن
متاسفم,
برای ا/م/ی/د های برباد رفته ام
برای احساس هیچ نداشتگی ام
برای فریادهایی برخواسته از اعماق وجودم
برای چشم های پیوسته اشک آلودم
برای بهم ریختگی های مدامم
برای فروریختن های تدریجی ام
و برای این حس غربت در و/ط/ن ام
افسوس ...
زمان را ستایش کن ..
زمان را ستایش کن
که تنها تسکین بخش تمام دردهاست ,
حتی آن دردها که از بطن یک روح خسته برآمده باشد .
گاه برای باور آنچه باورش برایمان سخت است , نیاز به زمان داریم .
زمان اگر درد را خوب نکند , اما آرامش می کند .
...
زمان گذشت و گذشت
نشد که باورکنم
نشد که صحنه های دیده و تعریف های شنیده و
روزهای سخت دست و پا زدن در بهت را باور کنم ,
و یا به دستان بی خیال فراموشی بسپارم .
اما ...
زمان را ستایش می کنم
چرا که اگر دردم را خوب نکرد,
اما امروز آرامترم ... خیلی آرامتر ..
پيام هاي ديگران () یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٧ - hamidrezaخالی
همه این روزها و شب ها , مدام فکر کرده ام
آیا طوردیگری ممکن بود که من تو را پیدا کنم
و جوابی نگرفته ام.
دیگر تسلیم و خسته ام ..
می دانم , بازی دارد به آخر می رسد
...
تو هم پیدا نکرده ای ؟
انگار کلمه ای با این حروف وجود ندارد.
نه , نیست کلمه ای برای خانه های خالی من و تو ...
پيام هاي ديگران () سهشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧ - hamidreza:::ی:ق:ی:ن:::
پیشترها بود , مدت های زیاد
که هریقینی را به هرشکی ارجح می دانستم /
یقین بی تو بودن یا با تو بودن را
به شک بی تو بودن و با تو بودن ترجیح می دادم /
امروزهاییست ..
که شک با تو بودن را به یقین بی تو بودن خیلی می خواهم ..!
پيام هاي ديگران () چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٧ - hamidrezaتوی من .. منِ تو
کدام من ؟ کدام تو ؟
اینجا یکی بیشتر نیست ..
و این منم که تویی
اینجا همینجا تو نشسته ای که منم.
تویی در من کاشته و بارور شده
اینچنین عاشقانه هایت را تقدیم می کنی
با تمام خلوص .. با تمام عشق .. با تمام خلوصِ عشق !!
و عشق چه بود جز منِِ تو .. چه بود جز توی من ؟
همینست تمام فلسفه بودن/ ماندن/ گشتن و رسیدن !!
.. و وصال تازه نقطه آغاز است .
پيام هاي ديگران () پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧ - hamidreza
ش.ب.ا.ه.ت
چقدر چهره هایتان به هم شبیه است
همه تان , همه تان شبیه هستید ..
من از ش.ب.ا.ه.ت ها می ترسم .
شباهت های مایوس کننده غیرقابل تحمل
دور شدنم را جشن بگیرید
و ..
غایت همین نزدیکی است ...!
پيام هاي ديگران () دوشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٧ - hamidrezaخیلی چیزها
دردی است غیرمردن کان را دوا نباشد
پس من چگونه گویم این درد را دوا کن
این درد را دوا کن
این درد را دوا کن
...........
خیلی چیزها شاید آسان نمی گذرد /
خیلی چیزها شاید سخت می گذرد /
اما بدترینشان آن چیزهایی هستند که اصلا نمی گذرند /
وقتی با مساله ای روبرو باشی که هرچه کنی نتوانی تغییرش بدهی
اوضاع دیگر خوب نیست ..
دل من / نوبت تو
دلم پربود و هست شاید !
باورنمی کردی ,
صورتی تا این همه خندان دلی تا این همه پرداشته باشد
این خنده ها طرفندیست برای .. برای .. نهفتن!
ما همه ش: ب: ی: ه هم هستیم !
هر کسی نوبتش زمانی فرا می رسد ..
اثبات
آدمی ذات فراموشیست
با همه آن ادعاهای بزرگ و بادکنکی که رهایشان نمی کند
با تمام اثبات های کج و درهمی که سعی می کند از خودش نشان دهد..!
...
بعضی چیزها را چون نمی بینیم نمی فهمیم
وقتی می بینیم می فهمیم
و وقتی که فهمیدیم تلاش می کنیم که ببینیم...!
پيام هاي ديگران () یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦ - hamidrezaدوام بياور
تاریک شده ام از آن وقت که بلند شدی و تمام مهتاب های چشمت را گرفتی و ...
من هنوز مانده ام ,
همانطور تاریک ..
محزون ..
حیران ..
اما چیزی نمانده ... دوام بیاور !!
پيام هاي ديگران () یکشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٦ - hamidreza

